محمد محمدى گيلانى

199

شرح مناجات شعبانيه ( فارسى )

بندهء خداى تعالى است كه عرض مىكند : خدايا پىجوى شناخت خود اگر تو رهنمايش باشى مجهول نمىماند ، و رهرو خودشناسى هنگامى به سر منزل خودشناسى مىرسد كه تو رهبرش باشى ، بديهى است كه فرض مزبور مبتنى بر اطراف سه‌گانه است : رهرو ، رهبر و منزل مقصود ، يعنى خودشناسى . و ايضا روشن است كه مرتبهء طرف سوم ، يعنى سر منزل خودشناسى متأخر از مرتبهء رهرو و رهبر است و بنا بر اين رتبهء معرفت حق تعالى مقدّم بر معرفت نفس و خودشناسى است . پس « من عرف ربّه فقد عرف نفسه » ! در بحث قبل ، در شناخت « ذكر اللّه » كه مايهء طمأنينهء قلوب است ، با استظهار از آيات : « فأعرض عن من تولّى عن ذكرنا . . . » « 1 » برداشت اين بوده كه ذكر خداى تعالى سبيل اللّه است و از آيهء يكصد و پنجم از سورهء مائده : « عليكم انفسكم . . . » استفاده شد كه سبيل اللّه واجب الملازمه همانا نفس و خودشناسى است كه هم رهرو و هم راه إلى اللّه تعالى است و معنى ملازمت و فراموش نكردن آن ، رهايى بخشيدنش از حجب و آزاد ساختنش از هر چه كه رنگ تعلق پذيرد ، مىباشد و عماد همهء اين‌ها اقبال تام به غايت طريق است كه خداوند تبارك و تعالى است ، چه فراموشى غايت ، فراموشى نفس طريق و نهايتا ره گم كردن و ضلال است كه در اين آيه مىخوانيد : « نسوا اللّه فانساهم انفسهم أولئك هم الفاسقون » « 2 » و حاصل آنكه نفس

--> ( 1 ) نجم - 29 - 30 . ( 2 ) الحشر - 19 .